راه های ارتباطی

02146135981
09300560614

مشاوره

جستجو

آخرین مقالات

مشاوره

این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
این فیلد را پر کنید

خطاهای فکری چیست؟

خطاهای فکری

خطاهای فکری و شناخت 10 خطای فکری

در دیدگاه روانشناسی شناختی، ریشه مشکلات ما در سبک تفکر ماست. به عبارت دیگر هر طور که فکر کنیم، به همان شکل نیز احساس و رفتار می کنیم و اگر می‌خواهیم احساسات منفی و یا رفتارهای منفی نداشته باشیم، ابتدا باید از افکارمان شروع کرده و آنها را اصلاح کنیم.

محققان حوزه مغز و شناخت، مغز انسان را به کامپیوتر تشبیه می کنند و معتقدند همانگونه که کامپیوتر وظیفه پردازش اصلاعات را انجام می دهد، ذهن انسان نیز با استفاده از افکار، اطلاعات ورودی از محیط را مورد پردازش قرار داده و خروجی آن به شکل احساس و رفتار نمود پیدا می کند.

همانطور که نرم افزار یک کامپیوتر احتمال ویروسی شدن را دارد، گاهی نیز ذهن ما ویروسی شده و گرفتار افکار منفی و خطاهای شناختی می شود. در این صورت ما دچار احساس منفی و رفتار ناکارآمد و مخرب می شویم.

متخصصان روانشناسی شناختی فهرستی از 10 خطای فکری شناختی را شناسایی کرده که در ادامه آنها را معرفی می کنیم.

رایج ترین خطاهای فکری

تفکر همه یا هیچ

همه چیز را سفید و یا در غیر این صورت سیاه می‌بینید.

هرچیزی که کمتر از کامل باشد، شکست بی چون و چراست. مثلاً زنی که رژیم لاغری گرفته بود بعد از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و رفت هوا. با این طرز فکر به قدری ناراحت شد که یک ظرف بستنی بزرگ را تا آخر خورد.

تعمیم مبالغه آمیز 

هر حادثه منفی را به شکل اغراق آمیزی به سایر موقعیت ها تعمیم می‌دهید.

مثلا فرد افسرده ای که در حال رانندگی پرنده ای با شیشه ماشین اش برخورد کرده بود می گوید: چقدر من بدشانس هستم. پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می‌خورند.

فیلتر ذهنی

یکی از خطاهای فکری رایج است که فرد تحت تأثیر یک حادثه منفی، همه حوادث را منفی می بینید.

به بخش های منفی هر حادثه ای توجه می کنید و سایر بخش ها را نادیده می گیرید.

مثلا در بحث با همکارتان، بعد از شنیدن یک انتقاد کوچک، تمام بخش های مثبت صحبت او را نادیده می گیرید و تحت تأثیر آن انتقاد قرار گرفته و رنج می برید.

بی توجهی به امر مثبت

با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید.

کارهای خوب خود را بی اهمیت می‌خوانید و می گویید که هر کسی می تواند این کارها را انجام دهد.

این تفکر که از شایع ترین خطاهای فکری است ، شادی زندگی را از شما می گیرد و احساس نالایق بودن به شما می دهد.

نتیجه گیری شتاب زده

بی آنکه دلایل و زمینه های محکمی وجود داشته باشد، نتیجه گیری شتاب زده می کنید.

2 نوع نتیجه گیری شتاب زده وجود دارد:

_ ذهن خوانی: بدون دلیل مشخصی ادعا می کنید که می دانید طرف مقابلتان به چه چیزی فکر می کند و قصد و نیت خاص او را از ذهنش می خوانید.

_ پیشگویی: بدون دلیل مشخص و مستدلی ادعا می کنید که در آینده اوضاع برخلاف میل شما پیش خواهد رفت. مثلاً می‌گویید : آبرویم خواهد رفت، یا از عهده انجام این کار برخواهم آمد یا هرگز اوضاع بهتر نخواهد شد.

خطاهای فکری

خطاهای فکری

درشت نمایی 

یکی دیگر از خطاهای فکری است که از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست برآورد می کنید.

دستاوردهای دیگران را بسیار بزرگ و مهم جلوه می دهید و دستاوردهای خود را بی اهمیت و ناچیز.

استدلال احساسی

فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیت ها هستند.

مثلاً می گویید احساس دلشوره دارم، حتما باید اتفاق بدی رخ داده باشد، یا حس بدی نسبت به همکارم دارم پس حتما آدم خوبی نیست.

باید ها

انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید باشد و اگر اینطور نباشد حالتان بد می شود.

انواع و اقسام عبارت هایی ک “باید” را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه منفی را ایجاد می کنند.

آن دسته از عبارت های “باید” دار که بر ضد شما به کار برده می شوند، منجر به احساس تقصیر و ناامیدی می گردند.

اما اگر متوجه سایرین و جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد. مثلاً نباید آنقدر سمج باشد. یا نباید اشتباه می کردم.

برچسب زدن

از دیگر خطاهای فکری رایج است ، زمانی که به خود برچسب می زنید و مثلا می گویید: “من بازنده هستم” یا “احمق و شکست خورده هستم”.

برچسب زدن غیرمنطقی است زیرا ما با کاری که می‌کنید تفاوت دارید.

انسان وجود خارجی دارد اما “بازنده” و “احمق” به این شکل وجود ندارد.

این برچسب ها منجر به خشم، اضطراب، دلسردی و کاهش عزت نفس می شوند.

گاهی این برچسب ها متوجه دیگران است. یعنی زمانی که فردی مخالف میل شما صحبت می کند، ممکن است او را “متکبر” بنامید.

بعد بجای تفکر یا رفتار او با شخصیت و ذات او مشکل پیدا می کنید و در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و فضای مناسب برای ارتباط با او را از دست می دهید.

شخصی سازی و سرزنش

از رایج ترین خطاهای فکری است.

خود را بی جهت مسؤل حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشتید.

مثلا وقتی زنی از معلم پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت: “این نشان می دهد که من مادر بدی هستم”.

شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود.

برخی نیز عکس این رفتار را دارند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خودشان هم سهمی داشته باشند. مثلاً خانمی می گوید:” علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست”.

تشخیص خطاهای فکری و افکار ناسالم و منفی

3 ملاک برای تشخیص افکار منفی ناسالم و خطاهای فکر وجود دارد :

1_ این فکر در وجود شما احساسات منفی از قبیل، خشم، ناراحتی، غم، ناامیدی و یأس، اضطراب، نگرانی، ترس و…. ایجاد کند. چنانچه بعد از فکر کردن به موضوعی احساسات منفی را تجربه کردید، اولین ملاک خطای شناختی وجود دارد.

2_ برای فکرتان دلیل و شواهد منطقی و مستدلی وجود ندارد. زمانی که شما به موضوعی فکر می‌کنید که در وجودتان احساسات منفی ایجاد. می کند، بلافاصله اعتبار آن فکر را بسنجید و از خودتان بپرسید که برای این فکر چه دلایل و شواهد منطقی وجود دارد.

اگر شواهد منطقی وجود نداشته باشد، پس آن فکر ملاک دوم خطای شناختی را دارا می باشد.

نکته حائز اهمیت این است که گاهی دلایلی که برای اثبات افکارمان به کار می بریم، خودشان خطای فکری هستند.

مثلاً مادری را در نظر بگیرید که فرزندش نیم ساعت دیرتر به خانه می رسد. این مادر فکر می کند : حتما اتفاق بدی برای فرزندم رخ داده است، یا نکند در راه تصادف کرده است. هر دوی این افکار در وجود این مادر احساس اضطراب و نگرانی شدیدی ایجاد می کنند. وقتی دلایل تأیید کننده این فکر را بپرسیم، اگر مادر بگوید : چون دلم شور می زند و احساس بدی دارم، پس حتما اتفاق بدی رخ داده است، این دلیل خودش خطای فکری “استدلال احساسی” است و دلیل مستدلی محسوب نمی شود.

3_ حتی اگر دلایل و شواهد منطقی و محکمی وجود داشته باشد، این فکر مناسب این زمان و لحظه نمی باشد و به عبارت دیگر فکر کردن به آن، به درد ما نمی خورد.

مثلاً فردی به این موضوع فکر می کند که اگر پیر شود، بیمار و زمین‌گیر خواهد شد، حتی اگر این فرد دلایل مشخصی برای این فکر داشته باشد، این فکر به درد حال حاضر او نمی خورد و برایش کارایی ندارد.

با استفاده از این 3 ملاک شما می توانید افکار خود را مورد سنجش قرار داده و خطاهای شناختی و افکار منفی خود را شناسایی کنید. سپس به لیست 10 گانه خطاهای شناختی رفته و نوع خطای شناختی خود را مشخص کنید.

از این طریق شما یاد می گیرید که افکارتان را مهار کرده و اجازه ندهید که به صورت منفی و خطا فکر کنید.

 

کلمات مرتبط :

خطاهای فکری – خطاهای شناختی – افکار منفی – درمان افکار منفی – مشاوره روانشناسی در غرب تهران – مشاوره روانشناختی در جنت آباد – بهترین مرکز مشاوره در غرب تهران – بهترین مرکز مشاوره ازدواج در غرب تهران – بهترین روانشناس بالینی در تهران – فاطمه رمضانی روانشناس بالینی – خطاهای فکری رایج

مقالات بیشتر

نگرانی چیست؟

نگرانی چیست؟

0
نگرانی چیست؟ درک نگرانی گاهی اوقات حتی برای روانشناسان و درمانگران نیز تا حدی دشوار و چالش زاست. نکته تعجب…
راهکارهای حل اختلافات زناشویی

راهکارهای حل اختلافات زناشویی

0
راهکارهای حل اختلافات زناشویی حل اختلافات زناشویی یکی از مهمترین مهارتهایی است که زوجین باید با آن آشنا باشند. هنر…
تعارض های زناشویی

تعارض های زناشویی

0
تعارض های زناشویی بسیاری از زوج ها خاطرات ناگواری دارند که سالهاست زیر قالی چپانده اند و الان قالی آنها…

مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست