طلاق و جدایی
بهعنوان یک تمثیل طلاق را میتوان نوعی عمل جراحی دانست که تمام قلمروهای زندگی فرد را تحت تأثیر خود قرار میدهد.
گفته می شود که ریشه های اصلی طلاق را باید در شرایط امید و آرزوهای زمان ازدواج جستجو کرد. افراد بسیار زیادی با این ایده ازدواج می کنند که بعد از ازدواج زندگی شان بهتر خواهد شد. فقط یک آدم احمق ممکن است وارد یک رابطه زناشویی بشود و چنین انتظاری نداشته باشد.
اندازه و عمق ناکامی و دلخوری هنگام جدایی بستگی به این دارد که فرد از این زندگی مشترک چه چیزی می خواسته و چقدر فکر می کرده که دیگری باید تلاش کند تا زندگی بهتری برای او بسازد.
هرچقدر انتظارات فرد از رابطه مشترک بیشتر باشد و هر چقدر احساس کند که برای داشتن یک زندگی معنادار و بانشاط باید فرد دیگری را به خودش و زندگیاش اضافه کند، برآورده نشدن این انتظارات بیشتر او را ناکام و مأیوس می کند.
برای بسیاری از مردم تجربه طلاق مانند شکستن یک ظرف است و آن ها قبل از آنکه بتوانند راه خود را در زندگی ادامه دهند نیاز دارند تا تکه های این ظرف شکسته را از روی زمین جمع آوری کنند.
در این دوره خاص افراد اغلب احساسات و عواطف گستردهای را تجربه میکنند از جمله یأس ، ناامیدی، ناکامی، دلخوری، انتقام جویی و مقابله به مثل.
در چنین شرایطی افراد نیاز دارند تا جهتگیری کاملاً جدیدی برای زندگی خود پیدا کنند.
همچنین احتیاج به زمان دارند تا برای آرزوهایی که داشته اند و حالا متوجه شده اند که آرزوهای زیبایشان هرگز برآورده نخواهد شد سوگواری کنند.
جدایی به غرور و احساس ارزشمندی فرد لطمه وارد می کند و دائماً این سوال از ذهنش عبور می کند که اشکال از کجا بوده؟ و ترس های زیادی در مورد آینده به سراغ فرد می آیند. بنابراین لازم است تا چهارچوبی در اختیار مراجعین طلاق قرار بگیرد تا بتوانند این دوره فقدان و از دست دادن را مورد بررسی قرار داده و ببینند که در حال حاضر در کجا قرار دارند و چه سمت و سویی در آینده به رویشان باز خواهد بود.
دوران بعد از طلاق می تواند دورانی باشد که در آن فرد از گذشتهاش درس بگیرد، خودش را بهتر بشناسد و همچنین بخش هایی از خودش را کشف کند که تا قبل از این برای خودش هم ناشناخته بوده است. بهترین تمثیلی که میتوان برای این دوره استفاده کرد در همان دوره بهبودی تدریجی و دوره نقاهت بعد از هر عمل جراحی است.
مراحل هیجانی در فرایند طلاق و جدایی
مراحل هیجانی که یک نفر در فرآیند طلاق و پس از طلاق تجربه می کند بسیار شبیه مراحلی است که فردی که عزیزی را از دست داده طی می کند.
فرد ابتدا رخداد یا واقعه را انکار می کند. احساسی که پس از آن دارد این است که میخواهد خود را از تمام موقعیت ها منزوی کند. سپس مرحله خشم است ست که او دیگری را برای وضعیت ناگوار خود را سرزنش می کند. مرحله سوم مرحله چانه زنی است در این مرحله فرد دفتر حساب و کتاب ها را نگاه میکند تا مطمئن شود که همه چیز برابر و عادلانه تقسیم شده است. این مرحله اغلب به صورت گرفتن سرپرستی بچه ها و تقسیم اموال و املاک در فرآیند طلاق خود را نشان میدهد. پس از این مرحله فرد وارد مرحله افسردگی میشود که در این مرحله تنفر از خود ، سرزنش کردن خود و احساس شکست خوردگی خودنمایی می کند. در نهایت پس از همه این رخدادها فرد شروع به پذیرش وضعیت و پذیرش خود می کند. از دل این مرحله است که امید به آنچه می تواند اتفاق بیفتد سرباز می کند.
بسیار مهم است که در این دوره بازسازی و بازیابی زندگی به خودتان فرصت لازم را بدهید تا آن بخشهای وجودتان که سرکوب، از کار افتاده، فلج شده یا ناشناخته مانده دوباره احیا شود و به جای احساس شکست خوردن با امید به بخش بعدی زندگی یعنی آینده گام بگذارید.
کلمات مرتبط:
مرکز مشاوره روانشناختی سپید – مرکز مشاوره روانشناسی در غرب تهران – مرکز مشاوره در جنت آباد – مشاوره طلاق – مشاوره ازدواج – مشاور تحصیلی